<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://bdkowsar.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">بسيج دانشجويي موسسه آموزش عالي کوثر</title>
	<link href="http://bdkowsar.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Mon, 21 May 2012 02:23:31 GMT</updated>
	<author><name>يا صاحب الزمان (عج)</name></author>

	<openSearch:totalResults>5</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>5</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:bdkowsar.ParsiBlog.com/Posts/3/%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%d9%8a+%da%86%d9%87+%d8%a8%d9%88%d8%af+%d9%88+%da%86%d9%87+%d8%b4%d8%af!!!!!!/</id>
<updated>Thu, 04 Feb 2010 08:42:00 GMT</updated>
<title type="text">موسوي چه بود و چه شد!!!!!!</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;div&gt;بازخواني مواضع گذشته ميرحسين موسوي:&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;چون رهبر ما شاگرد حضرت امام است، منحرف نمي&amp;zwnj;شويم / همه بايد از حزب الله دفاع کنند&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;گروه سياسي:&lt;/strong&gt; آن روزها انگار نقطه نظراتش در مورد حزب الله و رهبري انقلاب با امروز تفاوت داشت. ميرحسين &lt;img src=&quot;http://www.rajanews.com/Files_Upload/8573.jpg&quot; border=&quot;1&quot; alt=&quot;&quot; hspace=&quot;4&quot; vspace=&quot;4&quot; align=&quot;left&quot; /&gt;موسوي در مصاحبه با نشريه&quot;حوزه&quot; سخناني را بر زبان آورد که بازخواني آن در شرايط کنوني خالي از لطف نيست.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به گزارش رجانيوز، حکايت ميرحسين نظير حکايت انقلابيوني است که سرآغاز انقلاب را در صف خواص سپري کرده اند، اما به مرور زمان راه را به بيراهه سپرده اند. ميرحسين موسوي آن روزها از رهبر انقلاب تجليل مي کرد و معتقد بود تا زماني که او هست، انحرافي وجود نخواهد داشت. او همچنين معتقد بود که همه بايد از حزب الله دفاع کنند و نگذارند که دستاوردِ بها دادن به حزب الله از بين برود. اکنون اما از پس اين همه سال جاي اين پرسش باقي است که بسيجيان و حزب اللهي هاي ميرحسين کجايند؟ آيا او عملا عليه انديشه هاي سابق خود که روزي مدعي پايبندي به آنها بود، قيام نکرده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;موسوي در مصاحبه با &quot;حوزه&quot; ضمن تاکيد بر اينکه مسئولين بايد از حزب الله دفاع کنند، گفت:&amp;laquo;نبايد بگذاريم اين دستاورد بزرگ يعنى بها دادن به حزب الله از بين برود. اگر حزب الله كنار زده شود ارزشهاى اسلامى انقلاب از پيكره نظام و مديريت كشور رخت برخواهد بست. حضرت امام روى حاكميت حزب الله والهى كردن انگيزه ها در نظام ادارى و اجرايى كشور حساسيت فوق العاده اى داشتند. اگر امام اسوه حسنه ماست كه هست بايد در حراست اين مهم تلاش كنيم تبليغ كنيم و از نيروهاى متدين و مومن به هيچ وجه نبايد صرف نظر كنيم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;او با اشاره به تصوير غلطي که ممکن است براي برخي پيش بيايد و در نتيجه آن مشى حزب الله را مرتجعانه لقب دهند، گفت:&amp;laquo;مشى و سيره مملكت دارى و رهبرى امام براين اوهام خط بطلان كشيد. اعتقادات امام هيچ تنافرى با&amp;lrm;اداره صحيح و مدرن جامعه نداشت. مى بينيم كه: جناب ايشان بين سيستم علمى ادارى و ارزشهاى عميق مذهبى پيوند ناگسستنى به وجود آورد و با اين عمل خود تشكيلات و نظام نوى را به جهان عرضه كرد. در صدراسلام هم چنين بود. با وجود تمدن رم و ايران قديم پيامبر اسلام آمد و طرحى نو را در شكل زندگى جوامع پى ريخت.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نخست وزير دهه شصت همچنين در پاسخ به سوالي در مورد احتمال کنار زده شدن حزب الله در آينده، به نقش رهبري اشاره کرده و گفت:&amp;laquo;چون رهبر ما روحانى و شاگرد حضرت امام است و روحانيت در راس امور مى باشد به راحتى مى توان با اين انحراف مقابله كرد. بى ترديد حفظ روحانيت و آرمانهاى اسلامى بدون حفظ حزب الله امكان پذير نمى باشد. ما اگر كارشناسان مذهبى خودمان را كنار گذاشته و به سراغ كارشناسان با عنوان اما بيگانه با ارزشهاى راستين مذهب برويم روحانيت به دست همين عناصر دوراز مذهب كنار زده خواهد شد و در نتيجه ارزشهاى اسلامى و الهى در جامعه رنگ خود را از دست خواهد داد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;او معتقد بود بين حفظ نظام الهى و نيروى حزب الهى يك ارتباط ناگسستنى منطقى و عقلانى است. ميرحسين مي گفت:&amp;laquo;ارزشهاى يك انقلاب را ارزشمداران حراست و حفاظت مى كنند. اين يك مساله مبنايى و اساسى است كه بايد در زمينه آن كتابها نوشته شود. اگر اين مساله درست براى مردم و مسئوولين ما روشن نشود ممكن است جمهورى اسلامى آهسته آهسته به سمت آمريكايى و ارزشهاى منبعث از آن كه مورد تنفر و انزجار حضرت امام و ملت ماست برود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سوالي که وجود دارد اين است که مواضع مدافع سابق حزب الله چه نسبتي با اکنون دارد؟ آيا او اکنون خارج نشينان و سلطنت طلب ها و آشوبگران را مصداق حزب الله مي داند؟! يا اينکه در سير روشنفکري اش مرزبندي هاي گذشته و سخن گفتن از حزب خدا و حزب شيطان را نادرست مي داند؟ اين همه هر چه باشد چه به واسطه تکثر طلبي نوين و چه به واسطه مصلحت سنجي هاي ميدان سياست، يقين با مواضع گذشته او سر ناسازگاري دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ميرحسين آن روزها از لزوم در صحنه بودن حزب الله سخن مي گفت:&amp;laquo;يكى از اركان و اصول وصيت نامه شان توصيه و سفارش به حفظ نيروهاى مومن است. ايشان به خوبى رابطه حفظ نظام و در صحنه بود حزب الله را لمس كرده بودند و در زمان حيات خود دائما روى اين مساله تكيه و بر همان اساس مشى مى كردند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;او مطابق معمول پاي خاطره اي از امام را پيش کشيد:&amp;laquo;در رابطه با يك وزارتخانه مشكل قانونى پيدا كرديم . عده اى از افراد متخصص غربگرا كارشكنى مى كردند و نيروهاى حزب الله و متدين را مورد اذيت و آزار قرار مى دادند. ايشان حكم دادند كه ما خارج از حوزه قانونى و ادارى آنان را بر كنار كنيم. فرمودند: اينجا حيثيت اسلام در ميان است و حرام است اينان در اين وزارتخانه باشند. بعد دراجراى اين حكم مشكلات و موانعى پيدا شد و اينان درصدد انكار اين حكم و دستور از جانب امام برآمدند. حضرت امام به برادر گرامى آيه الله موسوى اردبيلى مطلب را فرمودند. ايشان به صدور اين حكم از سوى حضرت امام شهادت دادند و كار به انجام رسيد و مساله حل شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سوال اينجاست که حزب اللهي هاي ميرحسين اکنون کجايند و او چرا اکنون نگران هم جبهه شدن با کساني که نه اينکه انديشه هاي غربي دارند، بلکه وابستگي خود به استعمار را هم فرياد مي کنند، نمي شود؟ آيا همنوايي با بي بي سي، voa، سلطنت طلب ها، بهايي ها و کمونيست ها جاي نگراني ندارد؟ چه کساني حامي اويند و در صف مقابل او چه کساني قرار دارند؟ چگونه است که او با سطنت طلب ها هم مرزبندي ندارد، اما با حزب اللهي هايي که پيشتر مدافعشان بود، مرزبندي دارد؟! آيا اکبر گنجي به حساب او يک حزب اللهي است؟!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نخست وزير امام در مصاحبه اخير خود به مناسبت 22 بهمن و در پاسخ به سوالي در مورد تجمعات و راهپيمايي ها مي گويد:&amp;laquo;جنبش سبز به کرامت ذاتي انساني و حق تنوع عقايد و انديشه و آزادي بيان احترام مي گذارد و از همه جنبش هايي که اهداف آنها بهروزي و رشد ملت و تضمين حقوق شهروندي و آزادي هاي اساسي ملت ما و نيز عدالت اجتماعي است استقبال مي کند و آنها را از خود جدا نمي داند.&amp;raquo; و اين يعني تداوم همان عدم مرزبندي هايي که روزي گريبان گير بني صدر هم شد تا در نهايت او را در کام منافقين فرو برد.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://bdkowsar.ParsiBlog.com/Posts/3/%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%d9%8a+%da%86%d9%87+%d8%a8%d9%88%d8%af+%d9%88+%da%86%d9%87+%d8%b4%d8%af!!!!!!/" title="موسوي چه بود و چه شد!!!!!!" type="text/html" />
<author><name>يا صاحب الزمان (عج)</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:bdkowsar.ParsiBlog.com/Posts/2/%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%d9%8a+%d9%be%d8%b0%d9%8a%d8%b1%d9%81%d8%aa+%da%a9%d9%87+%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba+%da%af%d9%81%d8%aa%d9%87+%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</id>
<updated>Thu, 04 Feb 2010 08:37:00 GMT</updated>
<title type="text">خاتمي پذيرفت که دروغ گفته است</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;شبکه ايران: رئيس بنياد باران با چنان صراحتي انتشار اخباري درباره نامه هايش به رهبر معظم انقلاب مبني بر اعلام برائت از اقدامات افراطي اخير را تکذيب کرد که حتي برخي مخالفان او هم که در ماه هاي اخير رفتارهاي متفاوتي را از ران اصلاحات ديده اند، دچار ترديد شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اما به دنبال انتشار خبري تامل برانگيز، تمام تکذيب هاي صريح محمد خاتمي، به يک باره اعتبار خود را حتي نزد نزديکان رئيس بنياد بارن از دست داد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بر پايه خبري که سايت فراکسيون اصلاح طلبان مجلس منتشر کرده، برخلاف ادعاي آقاي خاتمي، او به رهبر معظم انقلاب نامه نوشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پارلمان&amp;zwnj;نيوز با اشاره به اينکه نامه مورد اشاره در ماه آذر از سوي خاتمي نوشته شده، آورده است: خاتمي اوايل ماه مبارک رمضان اين نامه را در 9 صفحه به صورت محرمانه خطاب به رهبر معظم انقلاب نگاشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اين نامه توسط يکي از نزديکان به دست معظم له رسيده و ايشان نيز اين نامه که تحليل جامعي از حوادث روز و بعد از انتخابات و ريشه&amp;zwnj;هاي آن بوده است را مطالعه نموده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به نوشته اين سايت حامي سرن اصلاحات، آقاي خاتمي تاکيد کرده است که اين نامه به صورت محرمانه و نه عمومي براي رهبر معظم انقلاب ارسال شده است و صحيح و اخلاقي نيست که جزئيات و مفاد اين نامه از جانب او منتشر شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;هرچند سايت پارلمان نيوز مدعي شده است که محتواي نامه مذکور با آنچه در برخي رسانه&amp;zwnj;ها منتشر شده، متفاوت است اما برخي منابع خبري مطلع اعلام کردند که آقاي خاتمي در اين نامه ضمن اعتراض به تندروي هاي ميرحسين موسوي، از اقدامات افراطي اخير هم اعلام برائت کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;رئيس بنياد باران در حالي خبر ارسال يکي از نامه هاش را به رهبر انقلاب تاييد کرده است که در اوايل دي ماه، اين موضوع را بشدت تکذيب و منابع منتشر کننده اين خبر را به &quot;دروغگويي&quot; متهم کرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آقاي خاتمي که روز دوم دي ماه در ديدار با شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران سخن مي گفت، اظهار داشت: در روزهاي اخيرمطالبي را به من نسبت مي&amp;zwnj;دهند که در نامه&amp;zwnj;اي به رهبري نوشته&amp;zwnj;ام و بعد هم مطالبي را به رهبري نسبت مي دهند که فلان موضع رادر قبال آن گرفته&amp;zwnj;اند، نمي دانم به چه دليلي و با چه جراتي هر دروغي را مي&amp;zwnj;گويند.آدم بايد پناه ببرد به خدا از اين دروغ و جعل و بدتر اينکه به نام نظام انجام شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;رئيس بنياد باران که در برخي از سخنراني هايش از آنچه &quot;دروغگويي&quot; خوانده، انتقاد کرده است، در مواضع بعدي خود هم چندين بار ديگر منابع منتشر کننده خبر مذکور را به دروغگويي متهم کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;او چند روز پيش نيز، در جمع اعضاي شوراي مرکزي خانه احزاب در واکنش به خبري که خود تاييد کرده است، گفت : &quot;بعضي&amp;zwnj;ها ولايت دارند که دروغ بگويند فلاني نامه نوشته؛ در نامه فلان چيز آمده ؛اصلا نه کسي از محتواي آن خبر دارد و نه اصلا چنين چيزهايي وجود داشته بعد همان ها مي&amp;zwnj;خواهند با جوسازي فضا را به گونه اي جلوه دهند که که افرادي که اين افتخار را داشتند که مورد توجه مردم بوده&amp;zwnj;اند با هم اختلاف دارند و بگويند که اين&amp;zwnj;ها با هم اختلاف دارند که اصلا اين طور نيست.&quot;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سخنان متناقض آقاي خاتمي در شرايطي بيان مي شود که برخي فعالان سياسي، معتقدند در مقايسه گفتار رئيس بنياد باران و ديگر سران اصلاحات با عمل و رفتار آنان، تناقضات مختلفي قابل ذکر است که پايبندي به راه و خط امام خميني(ره) يکي از نمونه هاي بارز آنست.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;رئيس بنياد باران پيش از اين هم، ديدار خود را با جورج سوروس، پدر انقلاب مخملي، تکذيب کرده بود اما پس از تاييد اين موضوع از سوي خود سوروس، آقاي خاتمي واکنشي جز سکوت انجام نداد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با اين اوصاف، بعيد نيست که محمد خاتمي در روزهاي آتي هم، دومين نامه ارسالي خود به رهبر معظم انقلاب را تاييد کند. نامه اي که در آن از افراطي گري هاي فرقه سبز و برخي سران و فعالان اصلاح طلب، اعلام برائت شده است.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://bdkowsar.ParsiBlog.com/Posts/2/%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%d9%8a+%d9%be%d8%b0%d9%8a%d8%b1%d9%81%d8%aa+%da%a9%d9%87+%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba+%da%af%d9%81%d8%aa%d9%87+%d8%a7%d8%b3%d8%aa/" title="خاتمي پذيرفت که دروغ گفته است" type="text/html" />
<author><name>يا صاحب الزمان (عج)</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:bdkowsar.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d9%8a%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87+%d8%a2%d9%8a%d8%aa+%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87+%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%85%d9%8a+%d8%b3%d9%8a%d8%af+%d8%b9%d9%84%d9%8a+%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87+%d8%a7%d9%8a/</id>
<updated>Sun, 31 Jan 2010 12:00:00 GMT</updated>
<title type="text">زندگينامه آيت الله العظمي سيد علي خامنه اي</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زندگينامه آيت الله العظمي سيد علي خامنه اي&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;img src=&quot;http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8597/C/File00250.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;418&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه&amp;zwnj;اى، در 1318 شمسي برابر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.&lt;br /&gt; رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى&amp;zwnj;گويند:&lt;br /&gt; &amp;laquo;پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى كرد و... آن شام هم نان و كشمش بود.&amp;raquo;&lt;br /&gt; امّا خانه اى را كه خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى كردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى كنند:&lt;br /&gt; &amp;laquo;منزل پدرى من كه در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، يك خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود كه فقط يك اتاق داشت و يك زير زمين تاريك و خفه اى! هنگامى كه براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين كه روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى كه به پدر ارادتى داشتند، زمين كوچكى را كنار اين منزل خريده به آن اضافه كردند و ما داراى سه اتاق شديم.&amp;raquo;&lt;br /&gt; رهبرانقلاب از دوران كودكى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاك و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مكتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى &amp;laquo;دارالتعّليم ديانتى&amp;raquo; ثبت نام كردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt; در حوزه علميه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ايشان از دوره دبيرستان، خواندن &amp;laquo;جامع المقدمات&amp;raquo; و صرف و نحو را آغاز كرده بود. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواند.&lt;br /&gt; درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند: &amp;laquo;عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند&amp;raquo;.&lt;br /&gt; ايشان كتب ادبى ار قبيل &amp;laquo;جامع المقدمات&amp;raquo;، &amp;laquo;سيوطى&amp;raquo;، &amp;laquo;مغنى&amp;raquo; را نزد مدرّسان مدرسه &amp;laquo;سليمان خان&amp;raquo; و &amp;laquo;نوّاب&amp;raquo; خواند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى كرد. كتاب &amp;laquo;معالم&amp;raquo; را نيز در همان دوره خواند. سپس &amp;laquo;شرايع الاسلام&amp;raquo; و &amp;laquo;شرح لمعه&amp;raquo; را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم &amp;laquo;آقا ميرزا مدرس يزدى&amp;raquo; و رسائل و مكاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور كم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، كتاب منظومه سبزوار را ابتدا از &amp;laquo;مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى&amp;raquo; و بعدها نزد مرحوم &amp;laquo;شيخ رضا ايسى&amp;raquo; خواندند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt; &amp;nbsp;در حوزه علميه نجف اشرف&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آيت الله خامنه اى كه از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع كرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شركت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حكيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نكرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt; &amp;nbsp;در حوزه علميه قم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آيت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده كردند. در سال 1343، از مكاتباتى كه رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند كه يك چشم پدر به علت &amp;laquo;آب مرواريد&amp;raquo; نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه اى به اين نتيجـه رسيدند كه به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت كنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند:&lt;br /&gt; &amp;laquo;به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال كار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است كه ناشى از همان بّرى &amp;laquo;نيكى&amp;raquo; است كه به پدر، بلكه به پدر و مادر انجام داده ام&amp;raquo;. آيت الله خامنه اى بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب كردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند كه چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترك كردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد كه انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا كسى تصّور مى كرد كه در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، كه براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد بويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 كه در مشهد ماندگار شدند در كنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس كتب فقه و اصول و معارف دينى به طلـّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt; &amp;nbsp;مبارزات سياسى&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آيت الله خامنه اى به گفته خويش &amp;laquo;از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند&amp;raquo; امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد &amp;laquo;سيد مجتبى نوّاب صفوى&amp;raquo; در ذهن ايشان زده است، هنگاميكه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار كننده اى در موضوع احياى اسلام و حاكميت احكام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد كردند. آيت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: &amp;laquo;همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شكى ندارم كه اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن كرد&amp;raquo;.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt; &amp;nbsp;همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آيت الله خامنه اى از سال 1341 كه در قم حضورداشتند و حركت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريكا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شكنجه ها و تعبيدها و زندان ها مبارزه كردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند كه پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريكايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريكا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم &amp;laquo;12 خرداد 1342&amp;raquo; دستگير و يك شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينكه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شكنجه و آزارها زندانى شدند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt; &amp;nbsp;دوّمين بازداشت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد كرمان حركت كردند. پس از دو ـ سه روز توقف در كرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان كه مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريكايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواك شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران كرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شكنجه ها را تحمّل كردند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt; &amp;nbsp;سوّمين و چهارمين بازداشت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;كلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال كم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواك شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى كردند و يك سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود كه موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواك جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt; &amp;nbsp;پنجمين بازداشت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;حضرت آيت الله خامنه اى &amp;laquo;مد ظله&amp;raquo; درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواك مى نويسد:&lt;br /&gt; &amp;laquo;از سال 48 زمينه حركت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، كه به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواك در زندان آشكارا نشان مى داد كه دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به كانون هاى تفـّكر اسلامى به شدّت بيمناك است و نمى تواند بپذيرد كه فعاليّـت هاى فكرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به كنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و كلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا كرد&amp;raquo;.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt; &amp;nbsp;بازداشت ششم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد &amp;laquo;كرامت&amp;raquo; ، &amp;laquo;امام حسن&amp;raquo; و &amp;laquo;ميرزا جعفر&amp;raquo; مشهد مقدس تشكيل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفكر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مركز مى كشاند و با تفكّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى كپى شده تحت عنوان: &amp;laquo;پرتوى از نهج البلاغه&amp;raquo; تكثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى كه درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديكِ ايران، افكار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد كه در دى ماه 1353 ساواك بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط كنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان كميته مشترك شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى كه ايشان در اين بازداشت تحمّل كردند، به تعبير خودشان &amp;laquo;فقط براى آنان&lt;br /&gt; كه آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است&amp;raquo;. پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امكان تشكيل كلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt; &amp;nbsp;در تبعيد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;رژيم جنايتكار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد كرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاك پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب كبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حكومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاكميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt; &amp;nbsp;در آستانه پيروزى&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، &amp;laquo;شوراى انقلاب اسلامى&amp;raquo; با شركت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمينى در ايران تشكيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى &amp;laquo;ره&amp;raquo; به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر كبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt; &amp;nbsp;پس از پيروزى&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديكتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند كه همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند كه در اين مختصر فقط به ذكر رؤوس آنها مى پردازيم:&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;? پايه گذارى &amp;laquo;حزب جمهورى اسلامى&amp;raquo; با همكارى و همفكرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.&lt;br /&gt; ? معاونت وزارت دفاع در سال 1358.&lt;br /&gt; ? سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.&lt;br /&gt; ? امام جمعه تهران، 1358.&lt;br /&gt; ? نماينده امام خميني&amp;laquo;قدّس سرّه&amp;raquo; در شوراى عالى دفاع ، 1359.&lt;br /&gt; ? نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.&lt;br /&gt; ? حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريكات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريكا و شوروى سابق.&lt;br /&gt; ? ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.&lt;br /&gt; ? رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با كسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حكم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند.&lt;br /&gt; ? رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.&lt;br /&gt; ? رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.&lt;br /&gt; ? رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.&lt;br /&gt; ? رهبرى و ولايت امّت، كه از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر كبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارك و درستى بود كه پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلكه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://bdkowsar.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d9%8a%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87+%d8%a2%d9%8a%d8%aa+%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87+%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%85%d9%8a+%d8%b3%d9%8a%d8%af+%d8%b9%d9%84%d9%8a+%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87+%d8%a7%d9%8a/" title="زندگينامه آيت الله العظمي سيد علي خامنه اي" type="text/html" />
<author><name>يا صاحب الزمان (عج)</name></author>
</entry>

</feed>
